عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
246
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
حجاج سيستان مر عبد الرحمن بن محمد الاشعث [ 1 ] را داده بود ، و چون بسيستان رسيد ، اندر حجاج عاصى شد و به روى بيرون آمد ، و ميان حجاج و عبد الرحمن هشتاد حرب بيوفتاد ، و اندر دير الجماجم [ 2 ] عبد الرحمن هزيمت شد ، و از آنجا بكابل رفت بنزديك رتبيل [ 3 ] امير كابل ، حجاج رسول فرستاد ، و او را از رتبيل [ 4 ] باز خواست . رتبيل [ 5 ] عبد الرحمن را برسول [ 6 ] سپرد ، و رسول او را بند كرد ، و يك حلقه بند بر پاى او نهاد ، و يك حلقه ( بر پاى ) مردى ديگر . و اندر راه بمنزلى فرود آمدند ، و بر بام خانه شدند . و عبد الرحمن خويشتن را از آن بام فرود انداخت با آن مرد ، و هر دو بمردند . و چون وليد بن عبد الملك بنشست ، حجاج مفضل بن المهلب را معزول كرد از خراسان ، و فرزندان مهلب را اندر مطالبت كشيد ، و هند دختر مهلب را كه زن حجاج
--> [ ( 1 - ) ] هر دو : الاسعب ؟ عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بن قيس كندى نيز از مشاهير عرب است كه مدتها در سيستان و زابل با رتبيلان ملوك اينجا جنگيد ، ولى در آخر از اطاعت حجاج حكمران عراق و خراسان سر كشيد ، و در سنه 81 ه . از سيستان بمقابل لشكر حجاج و خلافت امويه بر آمد و از سيستان تا بصره و كوفه فتح كرد ، تا كه در آخر در دير الجماجم ، عساكر حجاج سه روز با قواى شصت هزارى ابن اشعث جنگيدند و او را به طرف سيستان پس راندند ، تا كه ناچار در آخر به رتبيل پناه برد ، ولى حجاج رتبيل را تهديد كرد ، و ناچار عبد الرحمن را به گماشتگان حجاج سپردند ، و در سنه 85 ه . او خود را در رخج ( قندهار كنونى ) از بام پايين افگند و بمرد ، و سر او را پيش حجاج و عبد الملك خليفه اموى بشام و مصر فرستادند ( الاعلام 4 ر 99 ) . [ ( 2 - ) ] هر دو : دبر الجماحم ؟ ولى دير الجماجم در هفت فرسخى كوفه طرف خشكه بسوى بصره واقع بود ، و جمجمه يعنى قدح چوبى در آن ساخته مىشد ( مراصد 2 ر 556 ) . [ ( 3 - ) ] هر دو : زنبيل ؟ [ ( 4 - ) ] اصل : رنپل . ب : زنبيل ؟ [ ( 5 - ) ] اصل : رنپل ؟ صحيح آن بضبط جمهور رتبيل است . كه لقب حكمرانان سيستان و زابل بود ، نه كابل . [ ( 6 - ) ] هر دو : بر رسول ؟